شعر

بگو باز باران! بگو نم‌نمي...

چرا بي‌قراري؟ چرا درهمي؟
چرا داغ‌داري؟ خرابي؟ بمي؟!

مگر سرنوشت مني اينقدَر
غم‌انگيز و پيچيده و مبهمي؟

مرا دوست داري ولي تا كجا؟
مرا تا كجا «دوستت‌دارم‌»ي؟

نه با تو دلم خوش، نه بي تو دلم…
جهنم-بهشتي؟ نه! شادي-غمي

تو هم مثل باران كه نفرين شده‌ست
بيايي زيادي، نيايي كمي

جهان، ابر خاموش و بي‌حاصلي‌ست
بگو باز باران! بگو نم‌نمي...

مژگان عباسلو


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۷:۱۷ | مدير سايت
،