شعر

عطر دعا...

گر با سحرها خو كني، بانگ خدا را بشنوي
دل را اگر گيسو كني، هر شب ندا را بشنوي

در آن سكوت جانفزا، از عرش مي ايد صدا
گوش دگر بايد تو را، تا آن صدا را بشنوي

محو جهان راز شو، با جان شب دمساز شو
تا از گلوي مرغ حق، نام خدا را بشنوي

بال خدايي ساز كن، تا عرش حق پرواز كن
كز قدسيان گلنغمه ي حي علا را بشنوي

 باغ دعا پر گل شود، هر برگ گل بلبل شود
در باغ شب گر بگذري، عطر دعا را بشنوي

از سبزه ها وز سنگ ها، سر م