شعر

نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست *

ديدي اي حافظ كه كنعانِ دلم بي ماه شد

عاقبت با اشكِ غم، كوه اميدم كاه شد

گفته بودي يوسف گمگشته باز آيد، ولي

يوسفِ من تا قيامت همنشين چاه شد!



پ.ن: شاعرش را نمي دانم 

* عنوان از حافظ


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۳:۱۱ | مدير سايت
،