شعر

پرنده آمد

پرنده آمد و گشتي زد و به شاخه نشست
سكوت باغ پر از نغمه شد ز خواندن او
پرنده پر زد و رفت
تو را به ياد من آورد
ونغمه هاي تو
را
به خانه آمدن و لحظه هاي در زدنت
به هر دري كه رسيدي در دگر زدنت
چو دختران نسيم
به گام نرم رسيدن ميان خانه ي ما
به هر اطاق و به هر كنج خانه سر زدنت
ميان گلدانها
گلي ز شاخه ربودن به زلف برزدنت
سپس به نغمه گري بوسه هاي خاطره ساز
به گونه و لب من تا دم
سحر زدنت
دوباره نغمه زنان به وقت صبح
چو مرغان ز خانه پر زدنت

مهدي سهيلي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۱:۴