شعر

نگاه كن

نگاه كن
 تمام آسمان من
 پر از شهاب مي شود
  تو آمدي ز دورها و دورها
 ز سرزمين عطر ها و نورها
 نشانده اي مرا كنون به زورقي
 ز عاجها ز ابرها، بلورها
 مرا ببر اميد دلنواز من
 ببر به شهر شعر ها و شورها
 به راه پر ستاره  مي كشاني ام
 فراتر از ستاره مي نشاني ام

 نگاه كن
 من از ستاره سوختم
 لبالب از ستارگان تب شدم
 چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل
 ستاره چين بركه هاي شب شدم
 چه دور بود پيش از اين زمين ما
 به اين كبود غرفه هاي آسمان
 كنون به گوش من دوباره مي رسد
 صداي تو
 صداي بال برفي فرشتگان
 نگاه كن كه من كجا رسيده ام
 به كهكشان به بيكران به جاودان

فروغ فرخزاد


ادامهـ مطلبـ
|