شعر

آه، عاقبت مُرد؟!‏

راحت بخواب اي شهر! آن ديوانه مرده ست در پيله ابريشمش پروانه، مرده ست

در تنگ، ديگر شور دريا غوطه‌ور نيست
آن ماهي دلتنگ، خوشبختانه مرده‌ست

يك عمر زير پا لگد كردند او را
اكنون كه مي‌گيرند روي شانه، مرده ست

گنجشك‌ها! از شانه‌هايم بر نخيزيد
روزي درختي زير اين ويرانه، مرده ست

ديگر نخواهد شد كسي مهمان آتش
آن شمع را خاموش كن! پروانه مرده ست