شعر

شكستن خويش



گر پروانه از اشتياق عجيب رهايي نبود
 چطور مي توانست
 در وهم خاموش پيله
از عطر نور و نماز نرگس باخبر شود ؟

 من اين راز به هر كس مگوي معمولي را
 از اصرار اينه بر شكستن خويش آموخته ام
كه عشق مكافات زنانه ترين روياهاي آدمي ست ...


سيد علي صالحي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۱۰:۰۷ | مدير سايت
،