شعر

از كدوم جادۀ ترديد، ميشه رفت تا مرز خورشيد؟

پشتِ سر؛ جادۀ غربت
رو به رو؛ راهِ نرفته
تو چشام؛ شعلۀ حسرت
رو لبام؛ حرفِ نگفته...

پ.ن: يك يادداشتي گذاشته بودم اينجا، با همين عكس، حال و هوايش چندان دور نشده از من...

تكه شعر آورده شده در اين پست هم آهنگي بود كه در ذهنم مانده، اما هرچه گشتم، لينك دانلودي نيافتم ازش؛ فقط اينكه گويا "منصور نصرتي" خوانده.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ |