شعر

نگاه




هم از فريب تو اي پر فريب! مي ترسم

هم از هميشه ي بي تو عجيب مي ترسم

مرا دو گونه روايت كنند و فرقي نيست

چرا كه من ز عروج و صليب مي ترسم

به جز ضرر چه نصيبي دعا برايم داشت؟!

من  از  اجابت  «امّن  يجيب»  مي ترسم

پلنگ، صيد خودش را سريع خواهد كشت

 من  از  نگاه  غزال   نجيب   مي ترسم

نه  از  فريب   تو   حوّا ،  فقط  هراسانم

كه بعد طرد من از هرچه سيب مي ترسم


محمد علي عليزاده