شعر

واي اگر كار من و عشق به فردا بكشد..


موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بكشد

رود را از جگر كوه به دريا بكشد

گيسوان تو شبيه است به شب؛ اما نه ،
شب كه اين‌قدر نبايد به درازا بكشد !

خودشناسي قدم اول عاشق شدن است
واي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد

عقل يك‌دل شده با عشق، فقط مي‌ترسم
هم به حاشا بكشد، هم به تماشا بكشد

زخمي كينه من ! اين تو و اين سينه‌ من
من خودم خواسته‌ام كار به اينجا بكشد

يكي از ما دو نفر كشته به دست دگري است
واي اگر كار من و عشق به فردا بكشد


فاضل نظري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ |