شعر

سيلي خورِ امواجم...‏

نه چون اهل خطا بوديم رسوا ساختي ما را
كه از اول براي خاك دنيا ساختي ما را 

ملائك با نگاه يأس بر ما سجده مي‏كردند 
ملائك راست ميگفتند اما ساختي ما را 

كه باور مي‏كند با اينكه از آغاز مي‏ديدي 
كه منكر مي‏شويم آخر خودت را، ساختي ما را 

به ظاهر ماهياني ناگزير از تنگ تقديريم 
تو خود بازيچۀ اهل تماشا ساختي ما را 

به جاي شكر گاهي صخره ها در گريه مي‏گويند 
"چرا سيلي خور امواج دريا ساختي ما را؟"

دلِ آزردگانت را به دام آتش افكندي 
به خاكستر نشاندي سوختي تا ساختي ما را!

فاضل نظري


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۶:۱۸ | مدير سايت
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 207
بازديد ديروز : 2435
بازديد كل : 269246

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان