شعر

ايوان نجف عجب صفايي دارد...‏‏

زخمي ام التيام مي‏خواهم
التيام از امام مي‏خواهم

السلامُ عليك يا ساقي
من عليك السلام مي‏خواهم

مستي ام را بيا دوچندان كن
جام مي پشت جام مي‏خواهم

گاه گاهي كمي جنون دارم
من جنوني مدام مي‏خواهم

تا بگردم كمي به دور سرت
طوف بيت الحرام مي‏خواهم

لحظه مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام مي‏خواهم

در نجف سينه بي قرار از عشق
گفت لايمكن الفرار از عشق...

سيدحميدرضا برقعي

* گمان نكنم هيچ جاي دنيا برايم مثل نجف شود... ضمن اينكه تصوير رو خيلي دوست دارم


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۰۴ | مدير سايت
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 3
بازديد امروز : 235
بازديد ديروز : 2435
بازديد كل : 269274

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان