شعر

مانده ام سبز هنوز...در انتظار آمدنت...

به آنكه حتي دشنه اش را عاشقم


چون دوستت مي دارم
حتي آفتاب هم كه بر پوستت بگذرد
من مي سوزم
پاييز از حوالي حوصله‌ات كه بگذرد
من زرد مي شوم
روسري زردت كه از كوچه عبور مي‌كند
عاشق مي شوم
و تا كفش هاي رفتنت ‌جفت مي شوند
غريب مي‌مانم
و تنها وقتي گريه اي گمان نمي برم در تو
من سبز مي‌مانم



كه نيلوفرانه دوستت مي دارم
نه ماننده‌ مردماني كه دوست داشتن را
به عادتي كه ارث برده‌اند
با طعم غريزه نشخوار مي كنند
من درست مثل خودم
هنوز و هميشه دوستت مي دارم 

بهمن قره داغي


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۷:۱۵ | مدير سايت
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 229
بازديد ديروز : 2435
بازديد كل : 269268

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان