شعر

هر روز پيامبري از كنار خانه ...مي گذرد...

سالروز ميلاد عيسي مسيح مبارك


پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد
و ناگهان‌ هزار گنجشك‌ عاشق‌
از سرانگشت‌هاي‌ درخت‌ كوچك‌ باغچه‌ روييدند
و هزار آوازي‌ را كه‌ در گلويشان‌ جا مانده‌ بود، به‌ ما بخشيدند.
و ما به‌ ياد آورديم‌ كه‌ با درخت‌ و پرنده‌ نسبت‌ داريم.

پيامبري از كنار خانه‌ ما رد شد.
ما هزار درِ‌ بسته‌ داشتيم‌ و هزار قفل‌ بي‌ كليد.
پيامبر كليدي‌ برايمان‌ آورد.
اما نام‌ او را كه‌ برديم،
قفل‌ها بي‌رخصت‌ كليد باز شدند.

من‌ به‌ خدا گفتم: امروز پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد.
امروز انگار اينجا بهشت‌ است.
خدا گفت: كاش‌ مي‌دانستي‌ هر روز پيامبري‌ از كنار خانه‌تان‌ مي‌گذرد
و كاش‌ مي‌دانستي‌ بهشت‌ همان‌ قلب‌ توست.

‌عرفان‌ نظرآهاري


*سيماي حضرت مسيح در قران كريم (+)

** حكايتي از حضرت مسيح (ع) كه مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان مي كرد....(+)


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۰۹:۵۳ | مدير سايت
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 3585
بازديد ديروز : 2549
بازديد كل : 255679

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان