شعر

دلتنگ آن زمينم كه سجده بر آن، غم از دل مي برد

دل است ديگر...
گاهي هوس ميكند...
.
مدينه باشد و خودش
گنبد خضرا باشد و خودش
بقيع باشد و خودش
پنجره هاي بقيع باشد و خودش
باب جبرئيل باشد و خودش
دل بدهد... سعي بين اين دو كند
گاهي نگاه به اين سو و گاهي نگاه به آن سو
گاهي حواس ش پرتِ گنبد خضرا شود
گاهي با كبوترهاي بقيع پر بكشد...
.
دل است ديگر...هوايي ميشود گاهي...

دلنوشته ها
(نجوا رستگار)