شعر

پس كى متولد خواهم شد؟

پرنده نيستم اما پر خيالم هست
توان بال گشودن به هر محالم هست

مبين كه مثل زمين پاي در لجن شده‌ام
كه دسترس به گواراترين زلالم هست

همين نفس كه به عمق سكوت محبوسم
صداي منتشري آن سوي جبالم هست

شناسنامه من يك دروغ تكراري است
هنوز تا متولد شدن مجالم هست


بخواه تا خود از اين خاك بسته برخيزم
به رستخيز تو همواره شور و حالم هست

مجاب فلسفه قبض و بسط روحم نيست
اگر چه با خود و دنياي خود جدالم هست

جهان جنون مرا پاسخي نداده هنوز
به ناگزيري دنيا همان سوالم هست

به غير خويشتن - از هيچ كس ملالم نيست
خود اين دليل مرا بس اگر ملالم هست


محمدعلي بهمني
* از حضرت عيسي مسيح نقل است: «لَنْ يَلْجَِ مَلَكُوتَ السَّماواتِ مَنْ لَمْ يُولَدْ مَرَّتَيْنِ.»كسي نمي‏تواند به ملكوت آسمان‏ها نفوذ كند مگر آنكه دو بار متولد شود بار اول كه تولد از رحم مادر است، همگاني و غيراختياري است، اما تولد دوم كه تولد و خروج از رحم عادات و آداب و رسوم و مادي انديشيدن است، به مراتب از تولد اول مشكل‏تر، امّا به اختيار آدمي است. با اين تولد است كه انسان به حقايق عالم نزديك مي‏شود.    چون دُوم بار آدمي‏زاده بزاد/ پاي خود بر فرق علت‏ها نهاد

**
بهلول را پرسيدند: حيات آدمي را در مثال به چه ماند؟ گفت: به نردباني دو طرفه، كه از يك طرف "سن بالا مي رود" و از طرف ديگر "زندگي پايين مي آيد"..... هعى...‏
*** نيم عمرم در پريشاني گذشت/ نيم ديگر در پشيماني گذشت
**** اين يادداشت هم دوست داشتيد، بخوانيد.


ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۸:۲۸ | مدير سايت
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 4
بازديد امروز : 3684
بازديد ديروز : 2549
بازديد كل : 255778

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان