شعر

ماهي بيچاره

گر چه آب رفته باز آيد به رود
ماهي بيچاره اما مرده بود…



* همين كه تصوير رو ديدم، ياد بيت بالا افتادم، گرچه بيت متعلق به شعر بلندي ه كه هيچ بخشش جز همين بيت، شايد به تصوير نياد. همين كه بيت رو تو دكلمه اي خيلي قبل تر شنيدم و نميدونم از كي ه، ولي توي سرچ، بهش رسيدم (اگه ميخوايد بشنويد) و نوشته: مازيار مقدم، كه نميدونم دكلمه كننده ست فقط يا شاعر هم هست. 

* ظهيرالدين فاريابي بيتي قشنگي دارد:
                  بر غمم گفتي صبوري كن، بلي شايد كنم
                هيچ جايي، صبر اگر بي آب ماهي مي كند...

دقيقاً يعني همين كه بر بعضي چيزها شايد نشه چندان صبر كرد...
مثل ماهي وقتي بي آب ميشه، جون ميده... چه جور صبر كنه؟
 

+ اين رو هم ببينيد. (ماهيِ حلال گوشتي كه منم...)
/**/

ادامهـ مطلبـ
| ۱ آذر ۱۳۹۴ | ۰۳:۲۹:۴۵ | مدير سايت
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

جستجوگر

رمزینه بارکد

آمار

افراد آنلاين : 5
بازديد امروز : 1933
بازديد ديروز : 7909
بازديد كل : 268537

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان